۱۳۸۸ مهر ۲۸, سه‌شنبه

سایه سپید برزمینه سیاه

به کام و آرزوی دل چو دارم خلوتی حاصل
چه فکر از خبث بدگويان ميان انجمن دارم
مرا در خانه سروی هست کاندر سايه قدش
فراغ از سرو بستانی و شمشاد چمن دارم
گرم صد لشکر از خوبان به قصد دل کمين سازند
بحمد الله و المنه بتی لشکرشکن دارم
سزد کز خاتم لعلش زنم لاف سليمانی
چو اسم اعظمم باشد چه باک از اهرمن دارم

صدای قلبت مرا با زندگی آشتی می دهد. تا شنیدن نخستین فریادت چقدر فاصله دارم